...... کافر بی

فرشته و شاعر

فرشته و شاعری با هم دوست شدند.
فرشته پری به شاعر داد و شاعر ،شعری به فرشته.
شاعر پر فرشته را لای دفتر شعرش گذاشت و شعرهایش بوی آسمان گرفت. فرشته شعر شاعر را زمزمه کرد و دهانش مزه عشق گرفت.
خدا گفت: دیگر تمام شد. دیگر زندگی برای هر دوتا دشوار می شود. زیرا شاعری که بوی آسمان را بشنود، زمین برایش کوچک است و فرشته ای که مزه عشق را بچشد، آسمان...

+   ; ۸:۳٠ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٧/۱٢/۸
    پيام هاي ديگران ()  
 

 

بیا زندگی را بدزدیم
و آنوقت میان دو دیدار قسمت کنیم.»


کسی پیش از من و تو زندگی را دزدیده بود انگار، جز سهم تنهایی که مانده برایم و ترس.
توی بی‌بعدی فضا شانه‌هایت را ترسیم می‌کنم، سر می‌گذارم روی خالی وسعت همواره‌شان تمام این روزها که انگار خیال گذران ندارند را گریه نمی کنم.
حالا برای لحظه‌ای هم که شده سنگینی‌ات روی شانه‌هایم باشد، به دیده‌ی منت.
نگذار توی باران خورده‌ی چشمهایت وارونه شوم(!)

*این روزها دارم تقلا می‌کنم راست بایستم تا م. دلش نلرزد که پشتش دارد خالی می‌شود.
 
یک کوه دارد می‌لرزد. یک زن دارد گریه نمی‌کند. یک من دلش دارد می‌ترکد. یک خدا دارد نگاه می‌کند؟

+   ; ٦:٤۱ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٧/٩/۱
    پيام هاي ديگران ()  
 

عشق عظیم

"یک انسان تنها زمانی می تواند خود را در دستان کسی بگذارد
که عشقش چونان عظیم باشد،
که نتیجه ی آن تسلیم مطلق باشد."

+   ; ٥:۳٩ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٧/٧/٢٧
    پيام هاي ديگران ()  
 

 

مرا اینگونه باور کن

کمی تنها

کمی بی کس

کمی از یادها رفته

خدا هم ترک ما کرده

 خدادیگر کجا رفته نمیدانم ...!!!

+   ; ۱:٠۸ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٧/٥/٢۳
    پيام هاي ديگران ()  
 

 

+   ; ٩:٢٥ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٧/۱/٧
    پيام هاي ديگران ()  
 

 

هرکه مرا درک کرد مرا ترک کرد... .

+   ; ۸:٢۳ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٦/٦/٢٦
    پيام هاي ديگران ()  
 

 

عمر کوتاه نیست ما کوتاهی میکنیم... . 

+   ; ٢:٠۸ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٦/٥/٢٤
    پيام هاي ديگران ()  
 

 

همه ي مداد رنگي ها مشغول بودند.به جز مداد سفيد.هيچ کسي به او کار نمي داد.همه مي گفتند:{تو به هيچ دردي نمي خوري} يک شب که مداد رنگي ها توي سياهي کاغذ گم شده بودند مداد سفيد تا صبح کار کرد ماه کشيد مهتاب کشيد و آنقدر ستاره کشيد که کوچک وکوچک و کوچک تر شد صبح توي جعبه ي مداد رنگي جاي خالي او با هيچ رنگي پر نشد

+   ; ٦:۳٧ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٦/۱/٢٢
    پيام هاي ديگران ()  
 

 

زندگي کتابي است پرماجرا ،

هيچگاه آنرا به خاطر يک ورقش دور مينداز... .

 

+   ; ٦:٠٥ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٦/۱/٥
    پيام هاي ديگران ()  
 

 

امروز خوشحالم

ولی نمی دونم چه جوری ابراز کنم

بالاخره تونستم 

و پایان آغاز کار است .

راستی از دست همه شما دل خورم ... .

+   ; ٢:۳٩ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٥/٩/٢۳
    پيام هاي ديگران ()  
 

design by macromediax ; Powered by PersianBlog.ir